ابراهيم عاملي ( موثق )
152
تفسير عاملي ( فارسي )
و تمدن مصر پيدا شد ، و عيسى در ميان ملتى موحد و عالم و حكيم ظاهر شد كه كتب علم و دانش آنها به اطراف منتشر شده بود ، پس راه شك و ترديد در مقام پيغمبرى و وحى و الهام به آنها بيشتر بود ، زيرا راه احتمال استفاده ى آنها از علم و دانش محيط و وطن خودشان قوىتر و مناسبتر بود ، ولى پيغمبر اسلام خود بيسواد بود و از ميان ملَّتى وحشى و بيسواد پيدا شد و با خود كتابى آورد و قانونى كه بطور يقين و با سند منظَّم از زمان خودش و آن روز كه اول قسمت آن را نمودار كرد متّصل و مرتب بوده است و هيچ رخنه و نقصى به آن نرسيده است و تا كنون هم باقى است ، با اينكه اعتبار و صحّت كتاب موسى و عيسى قابل مقايسه با قرآن نيست ، و مقام خداوندى كه پادشاه قسطنطين و جانشينان او براى عيسى معيّن كردهاند همان بتپرستى مرسوم در هند و چين و اروپا بود كه بنام عيساى مسيح آن را نمودار كرد و دين مقدّس مسيح ناميدند ، چنان كه مردمان روشن و دور از تعصّب فهميدهاند و زشتى آن را تصديق كردهاند . « وَالَّذِينَ آمَنُوا » 152 تنوير المقباس : مقصود عبد اللَّه بن سلام و ياران او است . « يُؤْتِيهِمْ أُجُورَهُمْ » 152 مجمع : حفص « يؤتيهم » با ياء و ديگر قاريها « نؤتيهم » با نون قرائت كردهاند . عبده : در آيت جلو كافرين توصيف شدهاند به كلمه ى « حَقًّا » و در اين آيه بمؤمنين فقطَّ وعده ى پاداش داده شده است و ايمان آنها توصيف به حق نشده است ، براى اين كه معلوم باشد كمال و ايمان بحقّ و درستى شرايطى دارد كه در جاى ديگر گفته شده است « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ إِذا ذُكِرَ اللَّه تا آخر » ولى آنها كه ميخواهند دينى درست كنند و بعضى پيغمبران را منكر شوند كافر كامل و حقيقى هستند . « وَلَمْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ » 152 مناسب اين جمله شعر مثنوى است در دفتر اوّل حكايت و زير و پايان كار او كه خود را كشت و همين است سخن ما در